Web Analytics Made Easy - Statcounter
به نقل از «ایران اکونومیست»
2024-05-03@01:11:06 GMT

هابرماس؛ تعصب یا تئوری

تاریخ انتشار: ۱ آذر ۱۴۰۲ | کد خبر: ۳۹۱۴۵۱۷۲

هابرماس؛ تعصب یا تئوری

محمدجواد لاریجانی در نقد بیانیه یورگن هابرماس و همراهان دربارۀ جنگ غزه نوشت: هابرماس در بیانیه خود هیچ اشاره‌ای به حقوق طرف مقابل صهیونیست‌ها، یعنی مردم فلسطین و غزّه مظلوم ندارد و ظاهراً در این صحنه فقط یک بازیگر محور بحث است!

به گزارش ایران اکونومیست، محمدجواد لاریجانی رئیس پژوهشگاه دانشهای بنیادی در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری تسنیم در نقد "بیانیۀ یورگن هابرماس و همراهان دربارۀ جنگ غزه" نوشت:

در مقاله‌ای که اخیراً در سایت آلمانی "الگماینه" درج شده است، هابرماس ـ فیلسوف و تئوری‌پرداز پرآوازه معاصر ـ  سه مطلب را صریح و روشن درباره حوادث اخیر غزّه و فلسطین بیان کرده است:

مطلب اول: یهودیان در هر کجا که باشند حق زندگی راحت و بدون دغدغه و تعرض را دارند و این یک "ارزش بنیادی" است.

بیشتر بخوانید: اخباری که در وبسایت منتشر نمی‌شوند!

(در غرب و خصوصاً در آلمان)

مطلب دوم: کشور اسرائیل (و نظام صهیونیستی آن) باید همواره امنیتِ تضمین‌شده داشته و از هر تعرّضی مصون باشد و این امر هم یک ارزش سیاسی ـ اجتماعی بنیادی است. (در غرب و خصوصاً در آلمان)

مطلب سوم: اتهام نسل‌کشی به رژیم صهیونیستی، اتهامی خارج از موازین قابل دفاع قضاوت است؛ زیرا عمل "نسل‌کشی" نیاز به "نیّت" مقدم بر اقدام دارد؛ در حالی که هدف رژیم صهیونی، صرفاً دفاع از خود است و کشته شدن مردم غیرنظامی صرفاً حادثه و اتفاقی خارج از مقصد حکومتِ صهیونی بوده و می‌باشد.

هابرماس در بیانیه خود هیچ اشاره‌ای به حقوق طرف مقابل صهیونیست‌ها، یعنی مردم فلسطین و غزّه مظلوم ندارد و ظاهراً در این صحنه فقط یک بازیگر محور بحث است! البته وی نیاز به قلم‌فرسایی نداشت و صرفاً می‌توانست با مصادره به مطلوب، اعلام کند که از رژیم صهیونی و اَعمالش حمایت بی‌چون‌وچرا دارد، والسلام! و این مصادره با سوابق علائق نامبرده، هماهنگی کامل دارد! هابرماس بارها از سوی تجمعات یهودی "نشان افتخار" گرفته است و در آدم‌کشی‌های دهه‌های گذشته صهیونیست‌ها هم اظهار حمایت کرده بود و هنگامی که در قبال جنایات صبرا و شتیلا و بیروت و غزّه، متهم به طرفداری و یا حداکثر سکوت شده بود، به‌سختی از مواضع مشهور خود ـ در رابطه دیالکتیک تئوری / پراکسیس ـ دفاع می­‌کرد.
 

از سه مطلب اعلام‌شده، مطلب سوم، انصافاً در حدّ یک شوخی باید به حساب بیاید! مگر عمل تصادفی طراحی، تمهید قبلی داشته و دائماً تکرار می‌شود؟ رژیم صهیونی هر روز ده‌ها خانه را ویران می‌کند، مدارس، بیمارستان‌ها و مراکز اقامت آوارگان را با حجم وسیعی از بمب‌های فسفری مورد حمله قرار می‌دهد و بالغ بر پانزده هزار نفر را تاکنون شهید کرده است و نیمی از این تعداد کودکان هستند و... .

دولت صهیونی مکرراً اعتراف کرده است که نیروهای مسلح حماس در تونل‌های زیرزمینی مستقرند و تحرک نظامی دارند و لذا هدف بمباران قرار نمی‌گیرند و این مردم بی‌گناه، زن، کودک و پیر و جوان هستند که آماج حملات کور آنها قرار می‌گیرند، به‌علاوه، دولت صهیونی رسماً اعلام کرده است که قصد کوچاندنِ اجباری مردم غزّه را دارد و با فشارِ بمباران‌های وسیع و قتل‌عام فجیع و بستن راه وصول آب، غذا، دارو، سوخت و سایر مایحتاج ضروری حیات می‌خواهد آنان را از سرزمین خودشان آواره کند.

چگونه می‌توان با این همه قرائن روشن، جنایات فجیع و باورنکردنی صهیونیست‌ها را فارغ از نیّت نسل‌کشی دانست؟! هابرماس در آثار خود (خصوصاً درباره اَفعال ارتباطی و مباحثه‌ای و...) درباره دسترسی به فکر دیگران (و توانمندی بازسازی هسته درونی ـ نفسانی اَفعال ارادی)، آراء جالبی دارد؛ و فرض "عدم قصدیّت نسل‌کشی" برای اَعمال متکرر، مستمر و تمهیدشده رژیم صهیونی با هیچ یک از آن موازین، قابل توجیه نمی‌باشد!

هابرماس در بیانیه خود، نگرانی شدید نسبت به گسترش ضدیّت با یهود در دنیا و خصوصاً در غرب و بالاخصّ آلمان ابراز می‌دارد، اما درباره اسلام­‌هراسیِ معاصر غربی و نفرت­‌پراکنی علیه مسلمانان و اِعمال خشونت به آنها و سخت­گیری "زورمدارانه" درمورد انجام شعائر مذهبی مسلمانان و راه و رسم زندگی آنان ـ از حجاب زنان گرفته تا مراسم در مساجد و... ـ هیچ سخنی نمی‌گوید!!

به‌نظر من آنچه به نمایش گذاشته شده است، "نژادپرستی"، خودبرترپنداریِ تاریخی آلمانی به‌نحو روشن و درجه اعلی می‌باشد. از سیاست­مداران غربی هیچ چیز بعید نیست، ولی از فیلسوفی که در "ساحل چپ" و "مردم­‌محور" تفکر غربی لنگر انداخته، نمایش این هیئت فکری بسیار جدّی و برای دیگران ـ خصوصاً روشنفکران جهان اسلام ـ آموزنده است.

اکنون یک سؤال مهمّ مطرح است: هابرماس متفکر و فیلسوفی معروف و تأثیرگذار ـ خصوصاً در دوایر روشنفکری و پسامدرنیته ـ و صاحب مکتب در حوزه معرفت­‌شناسی و از همه مهم‌تر در توجیه مبانی ارزشی ـ اخلاقی است. آثار او را بخش وسیعی از اهل‌­نظر در غرب خوانده و می‌خوانند و حتی طرفداران فلسفه تحلیلی ـ که با مشی او چندان همراهی ندارند ـ مطالب او را قابل ملاحظه و مهم می‌دانند.

سؤال مهم این است: ادعاها و مواضع اعلام‌شده از سوی وی، در طرفداری از رژیم صهیونی و توجیه نسل­‌کشی و جنایات وسیع آنان علیه فلسطین مظلوم ـ چه قبل از هفت اکتبر  و چه بعد از آن ـ آیا از مبانی فکری وی ناشی می‌شود یا صرفاً یک نظر متعصّبانه شخصی در طرفداری از صهیونیست‌ها و رژیم غاصب است؟ اگر دومی باشد، مسئله اهمیتی ندارد و در دنیای غرب، متعصّبانِ کاسب فراوان یافت می‌شوند؛ اما اگر مواضع هابرماس منبعث از مبانی فلسفی وی باشد، مسئله بسیار مهمّ و جالب و امروزین است و درواقع  میدانی برای پرده­‌برداری از مبانی فکری ـ نظری لیبرالیسمِ معاصر و خصوصاً نحله مدّعی مردمی بودن است.

به‌نظر من همین احتمال درست است و هابرماس با مبانی تئوریکِ خود، به این نتایج تاریک و خطرناک رسیده است، خصوصاً توجه شود به اینکه وی از آن دسته از متفکران غربی است که قویّاً پیاده کردن مبانی تئوریک را به مسائل مستحدثه اجتماعی ـ سیاسی ضروری می‌داند و آن را یک محک جدّی برای قدرت تئوری و تناسب آن می‌داند و مجموعه مقالاتی که درباره "ظهور محافظه­‌کاری جدید" در آمریکا و اروپا نوشته است به این امر صراحت دارد.

برای توضیح بیشتر درباره موضوع فوق‌الذکر، من نکاتی را از دو اثر مهمّ وی درباره ماهیّت ارزش‌های اخلاقی که تحت عناوین: "آگاهی اخلاقی و فعل مباحث‌ه­ا" و "بین حقائق و ارزشها" اشاره می­‌کنم. البته هابرماس آثار فراوان دارد، فیلسوفی پرنویس و پُرکار است و توجّه به سایر نوشته‌های نامبرده را هم استطرداداً مطرح می‌نمایم.

(یک): فهم ما از حقایق عالم، چه آنها که در حوزه نظری هستند و به‌صورت گزاره‌هایی درصدد بیان واقعیت می­‌باشند و چه آنها که مربوط به حوزه "عمل ارادی" می­‌باشند و درصدد بیان "فعل موجه" هستند، هر دو قابل هستند که بر مبنای محکم و خصوصاً جهان‌شمول استوار شوند.

(دو). در مقابل عمده فلاسفه تحلیلی که ملاک درستی در قضایا را کاملاً با ملاک توجیه افعال (ارزش‌های اخلاقی) متمایز می­‌دانند و انحلال یکی به دیگری را قبول ندارند، هابرماس معتقد است که به مبنائی دست پیدا کرده است که هر دو زمینه درستی (صدق) در گزاره­‌ها و توجیه افعال (در ارزش‌ها) را جوابگوست، و آن اعتقاد و ایمان به توان عظیم "نقادّی و مباحثه اصولی" در کشف حقائق نظری و عملی (تئوری و پراکسیس) است، و از همه مهمتر: به ما ملاک­های جهان‌شمول و فارغ از سرزمین، فرهنگ، نژاد و جنسّیت به دست می­‌دهد.

(سه). هابرماس قاعده اساسی تشخیص توجیه اخلاقی ـ ارزشی افعال را چنین بیان می­‌کند: (ترجمه از من است)

"قاعده اخلاقی منطوی در تئوری اخلاق مباحثه­‌ای که همه مبانی ارزشی عقل‌محور، "جهان‌شمول‌محور" و "ساختارمحور" از آن قابل استنتاج است:

برای اینکه یک مبنای ارزشی ـ نورم عملی ـ قابل قبول باشد باید انتظار داشت که نتایج و آثار جانبیِ مراعات عمومیِ آن برای منافع ویژه تک تک افراد که در معرض تأثیر اِعمال آن امر هستند به‌نحوی باشد که همه آن را آزادانه بپذیرند."

می­‌توان گفت اساس تئوری اخلاقی هابرماس بر  "اجماع" منبعث از بحث نقادانه و مباحثه جامع‌الاطراف استوار است؛ و مانند سایر متفکرین سکولار غربی دوران معاصر، دنبال پایه­‌های "جعلی" (قراردادی) برای معیارهای اخلاقی می­‌باشد، البته مدارس مختلفی در این زمینه ظاهر شده است؛ مانند: "مشی قرارداد اجتماعی" در نظریه جان رالز؛ اخلاق طبیعی و نفع سرجمع و امثال اینها که هابرماس همه را ردّ می­‌کند!

حال مسئله اجماع، قطع نظر از عملی بودن آن، چرا باید پایه توجیه یک ارزش اخلاقی باشد خود مهمترین چالش این بحث است. هابرماس در توجیه نظر خود مدّعی است که مباحثه و نقادی مورد اشاره و استناد وی دارای قواعد مهمّی است که رعایت آنها در طول بحث خود "معقول بودنِ" پایبندی به آن ارزش‌ها را اثبات می­‌نماید، مثلاً: صداقت در بحث، استقبال از شنیدن حرف­های دیگران، احترام به نظرات دیگران و محاسبه و ارزیابی عادلانه و منصفانه از مواضع خود. هابرماس با توجه به اهمیت این بحث، دومین اصل اساسی "تئوری اخلاق مباحثه"، را چنین بیان می­‌کند: (ترجمه از من است)

"هر مبنای ارزشیِ (نورم) موّجه، حتماً تأیید همه اطراف قضیّه را به‌همراه دارد، به‌شرط اینکه آنان در مباحثه عملی (نقد و بررسی) مربوط به آن شرکت کرده باشند."

اکنون یک اشکال مهمّ به مواضع هابرماس قابل طرح است: حتّی بر اساس معیار "اخلاق مباحثه­‌ای" آیا بین همه اطراف موضوع، مباحثه­‌ای سیستماتیک صورت گرفته است که نتیجه آن، ادعای ارزشهای پایه برای امنیت جهانی صهیونیست­ها و صیانت از رژیم صهیونیستی شده باشد؟ اساساً در غرب کسی جرئت دارد و یا مجاز است درباره این امور بحث کند؟ و آیا اجماعی حاصل شده است؟ آری؛ اجماع یک‌طرفه علیه فلسطینیان مظلوم در مراکز حکومتی غرب دیده می‌شود! آیا مقصود از "نورم‌های مقبول عمل سیاسی ـ اجتماعی همین­‌ها بوده است؟

البتّه من، بخشی از دستپاچگی غرب از مسئولین سیاسی گرفته تا متفکّرین آنها را، بر اساس همان مبانی هابرماس می­‌فهمم: خطر ظهور اجماع مقبول علیه پروژه صهیونیسم غرب است و این امر معادل انحلال کامل پروژه در میدان عمل سیاسی و ارزیابی اخلاقی اجماعی می­‌باشد.

 

منبع: خبرگزاری ایسنا

منبع: ایران اکونومیست

کلیدواژه: صهیونیست ها رژیم صهیونی ارزش ها نسل کشی

درخواست حذف خبر:

«خبربان» یک خبرخوان هوشمند و خودکار است و این خبر را به‌طور اتوماتیک از وبسایت iraneconomist.com دریافت کرده‌است، لذا منبع این خبر، وبسایت «ایران اکونومیست» بوده و سایت «خبربان» مسئولیتی در قبال محتوای آن ندارد. چنانچه درخواست حذف این خبر را دارید، کد ۳۹۱۴۵۱۷۲ را به همراه موضوع به شماره ۱۰۰۰۱۵۷۰ پیامک فرمایید. لطفاً در صورتی‌که در مورد این خبر، نظر یا سئوالی دارید، با منبع خبر (اینجا) ارتباط برقرار نمایید.

با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت «خبربان» مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویر است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان در قانون فوق از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هر گونه محتوی خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.

خبر بعدی:

وحیدی: قادر به پذیرش بیشتر اتباع نیستیم

 وزیر کشور گفت: ما واقعا ظرفیت میزبانی بیش از این نداریم و کشورمان اشباع شده است و بیش از این نباید وارد کشور شوند و اعلام کردیم که قادر به پذیرش بیشتر نیستیم.

به گزارش تسنیم، احمد وحیدی عصر امروز در آیین "سپاس معلم" ضمن تبریک روز معلم اظهار داشت: حرکت رو به جلو در دنیا بدون جریان علم آموزی معنا ندارد و معلمان نیز موتور حرکت جامعه هستند.

وی افزود: تهران ام‌القرای سیاسی کشور محسوب می‌شود، لذا حل و پرداختن به مسائل تهران بسیار مهم است.

وزیر کشور در ادامه گفت: درصد سهم تهران در توسعه کشور بر اساس آمار رسمی در حدود 26 درصد است که بر این اساس در حدود یک چهارم نرخ رشد در این استان محقق می‌شود و جمعیت این استان نیز در حدود 15 میلیون نفر است که نزدیک به یک پنجم جمعیت کشور را شامل شده که مدام نیز در حال افزایش است.

وحیدی با تأکید بر اینکه مسولیت سنگینی در استان تهران وجود دارد، ابراز داشت: انتخابات بسیار خوبی در 11 اسفند از لحاظ امنیت، سلامت و رقابت و مشارکت رقم خورد که بسیار ارزشمند و قابل توجه بود.

وی ادامه داد: انتخابات پیش رو نیز باید به خوبی و با صلابت، امنیت و مشارکت خوب مردم برگزار شود و باتوجه به اینکه بیشترین تعداد کاندیدا مربوط به شهر تهران است این اولین موضوع در دست اجرای شورای اداری استان تهران است که باید برای آن تلاش کنند.

وحیدی با اشاره به موضوع اتباع در استان تهران اظهار داشت: اتباع از یک نگاه انسانی و اخلاقی بررسی می‌شود که عده‌ای تحت فشارهایی از طرف قدرتمندان و زورگویان و مستکبرین عالم تحت فشار قرار گرفتند و کشورشان را رها کرده و به کشور ما پناه آوردند که در نگاه اول انسان دوستی و اصول اخلاقی در کشور ما ساکن شدند.

وی افزود: در نگاه دیگر‌، ما واقعا ظرفیت میزبانی بیش از این نداریم و کشورمان اشباع شده است و بیش از این نباید وارد کشور شوند و اعلام کردیم که قادر به پذیرش بیشتر نیستیم.

وزیر کشور گفت: تعدادی از اتباع  نیز  که داخل کشورند نیز باید بستر برای بازگشت آنها فراهم شود و کسانی که غیرمجاز‌ند نیز به هیچ وجه مورد قبول ما نیستند.

وحیدی تصریح کرد: هر مجموعه‌ای که این افراد را غیرمجاز به کار گرفته دارای تخلف است و نباید در کشور ما صنایع، ادارات و ... این افراد را به کار بگیرند.

وی تأکید کرد: اتباع مجاز نیز محدود به زنان هستند و باید در زمان مقرر به کشور خود بازگشته و برای اصلاح کشورشان کمک کنند؛ موضوع اتباع نباید در کشور‌مان وضعیتی سازمان‌نیافته و بی‌سامان داشته باشد و احیاناً در برخی شهرها مردم نگران شوند لذا باید برنامه برای بازگشت این افراد آماده شود.

کانال عصر ایران در تلگرام

دیگر خبرها

  • برپایی کارگاه تئوری اطلاعات و مخابرات با حمایت همراه اول
  • برگزاری کارگاه بین‌المللی تئوری مخابرات با حمایت همراه اول
  • برگزاری دوازدهمین كارگاه بین‌المللی تئوری اطلاعات و مخابرات با حمایت همراه اول
  • انتشار وضعیت فرهنگی ایران در پیمایش ارزش‌های جهانی
  • ارزش های اخلاقی در ایرانیان بالاترین رتبه را در جهان دارد
  • صابری فومنی طنز را با رعایت مرزهای اخلاقی وارد جریان رسانه‌ای کرد
  • وحیدی: قادر به پذیرش بیشتر اتباع نیستیم
  • آزمون‌ پذیرش مؤسسه آموزش عالی اخلاق اسلامی در خردادماه
  • غزه امروز دایره المعارف پرآوازه بی‌اخلاقی‌های غرب است
  • توازن قدرت جدید در جهان برخاسته از تئوری‌های امام راحل است